صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )

328

شرح بر زاد المسافر صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( تحقيق آشتيانى ) ( فارسى )

هيچ هيئتى از هيآت و هيچ صورتى از صور عرضى و جوهرى ، در عالم ماده ، بقا ندارد ، فضلا از بقاى اعراض قائم به صور متشكله . روى قانون حركت جوهرى و عدم جواز تعطيل در وجود ، مواد و اجزاى عناصر اصلى ، قبول صور و فعليات ديگر نموده و اگر از اجزاى اصلى صحبت شود ، مثل اين كه متكلمان ، قائل به بقاى اجزاى اصلىاند ، نه از باب آن است كه ودايع نفس در اين اجزا محفوظ مىماند ، بلكه از باب آن است كه برخى از اجزا قبول اختلاط و امتزاج و قبول صور نمايد و عناصر ديگر ننمايد كه اين خود از اوهام و اغلاط است . تازه اين حرف به درد كسى مىخورد كه عالمى فرضى در وهم خود تصوير نمايد و خيال كند كه عالم ، ثابت و ساكن است و واقع نيز تابع اوهام اوست ، نه حكيمى محقق كه بدن را ماده و مقدمهء حصول فعليات و صور مىداند و بدن در جنب نفس ، امر بالقوه و هر ماده و استعدادى بعد از حصول فعليت زايل و فانى مىشود و ماده اصلا در اصل حقيقت شىء مدخليت ندارد ، مبدأ اثر ، صورت است و صورت مجرد كه اصل وجود آن از ناحيهء حركت حاصل مىشود ، قهرا در ماده حاصل آيد ، يعنى صور حاصل در ماده بعد از تكامل و بعد از اتحاد با اصل و غايت وجودى خود بالذات از ماده مستغنى مىشود و در انسان ، سبب موت ، انحلال مزاج و ضرورت تناهى ماديات از جهت تأثير و تأثر نمىباشد بلكه علت اصلى ، كسب فعليت و بالأخره استغناى ذاتى از ماده و صور مادى است . و قول به بقاى علاقه به بدن در نفس و بقاى مناسبات در بدن بالأخره به اين امر باطل برمىگردد كه در نفس بعد از موت نيز جهت استعداد و حيثيت مادهء قابله باقى است و نفس به واسطهء عروض موت از تصرف در بدن محروم است و پى فرصت مىگردد كه دوباره تعلق ايجابى و اعدادى بين آن و بدن برقرار شود ، بعد از آن كه به مقام باطن وجود رجوع نمود به ذات خود قيام دارد و در وجود و در افاعيل خود ، مستقل مىشود و در مقام درك لذات جسمانى و عقلانى و تحمل آلام جسمانى و روحانى مطلقا به بدن مادى محتاج نمىباشد و به موت به مقام